تبليغاتX
قصه های حامی - در آينه ي انصاف

قصه های حامی

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

در آينه ي انصاف

در آينه ي انصاف
مبادا به صخرها و سنگ ها دل ببنديم
مبادا کارمان به جايي برسد که با هزاران خواهش و تمنا هم قطره اي اشک
از چشمانمان جاري نشود.مبادا فقط خودمان را ببينيم و تمام آينه ها را
براي خودمان بخواهيم،مبادا احوالپرسي از فرودست نشينها را از ياد ببريم
در کنار همه ي دغدغه ها خوب است گاهي با خودمان،دلمان ،روحمان
خلوت کنيم،براي خلوت کردن يک اتا ق 3 در 4 کاهگلي هم کافيست...
باور کن بدون وقت قبلي هم ميتوان خدا را ملاقات کرد،ميتوان خدا را
ديد و با او صحبت کرد.بايد با خودمان خلوت کنيم،ببينيم چه به سر
خودمان آورده ايم،چقدر از آن پاکي و درستي فاصله گرفته ايم،چقدر به
خودمان ظلم کرده ايم و روحمان را کدر و تيره ساخته ايم.....گاهي خوب
است به دور از همه ي دغدغه ها، تکبرها و دلمشغوليها با خودمان خلوت
کنيم و در آينه ي انصاف به تماشاي خود بنشينيم

+ نوشته شده در  85/05/14ساعت 18:14  توسط حامی  |